ناظم الاسلام كرمانى

511

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

مكتوب فدائيان قفقاز حضور مبارك حضرت مستطاب حجة الاسلام آقاى آقا سيد محمد طباطبائى مدظله العالى - امروز ترجمهء رقعهء حضرت مستطاب عالى را كه در خصوص آزادى ملت از دست ظلم حكومت مستبده و تأسيس مجلس دار الشوراى ملت و ايجاد قانون اساسيّه و عدليه براى اداره كردن دولت و استحكام پايه سلطنت ششهزار ساله كه به حضرت مستطاب اشرف اتابك اعظم مد ظله العالى مرقوم فرموده بوديد در روزنامهء محترم ارشاد زيارت گرديد و يك دنيا مفتخر و يك عالم شاد و سربلند و نهايت اميدوار شديم كه هنوز به كلى خون در عروق ما ملت ايرانيان خشك نشده و از ميان بيست مليان نفوس باز يك نفر مثل حضرت مستطاب عالى و حضرت مستطاب حجة الاسلام آقاى آقا سيد عبد اللّه دامت بركاته بيرون آمدند و پيروى بجدّ مكرّم معظم خود حضرت رسالت پناهى ارواحنا فداه فرموده صداى واملّتا بلند و بداد رعاياى مظلوم بيچاره رسيده درصدد درخواست قانون عدالت برآمدند كه بيست مليون نفوس بيچاره را از دست پانصد نفر ظالم جابر خلاص بفرمايند بطوريكه خاطر مبارك مسبوق است يكصد و پنجاه سال قبل دولت ما از تمام آسيا باج ميگرفت ولى بدبختانه امروز همسايگان ما راضى به باج گرفتن از ما نشده درصدد قسمت كردن وطن عزيز ما هستند آيا رواست كه يك دولت ششهزار سال با كمال استقلال سلطنت نمايد و امروز استبداد و خودپسندى و اغراض شخصى وزراء كار به جائى بكشد كه احدى حرف حسابى را هم گوش نداده بگويند شماها چون قانون نداريد وحشى هستيد ما بايد ترتيب خانه شما را بدهيم در داخله مملكت خود كه جرئت حرف زدن نداشتيم و نداريم در خانه هم هرچه فرياد كرديم كسى بداد ما نرسيد و رئيس هم نداشتيم كه دست اتحاد به يكديگر داده جان و مال و ناموس خود را از دست بعضى ظالمان خوش‌خط و خال خلاص نموده به جواب همسايگان بپردازيم ولى حالا صد هزار مرتبه خدا را شكر ميكنيم كه پرده از روى كار برداشته شده عموم اهالى وطن و برادران عزيز ما صداى همسايگان ما را شنيده بدانند چه بايد بكنند و رأفت و مهربانى پدر مهربان و شاهنشاه تاجدار ما را هم فهميده ميدانند كه شخص پادشاه هرگز راضى بجبر و ظلم نيست سهل است نهايت درجه مايل است كه قانون عدالت برپا و اساس سلطنت و خانواده خود محكم شود پس در اين صورت حالا تكليف ما عموم ايرانيان است كه پيروى باوامر مقدسه حضرت مستطاب عالى و شخص پادشاه كرده ريشه ظلم را از بن براندازيم و هركدام از وزراء كه مانع پيشرفت خيالات حضرت مستطاب عالى بوده با او چنان رفتار نمائيم كه ملت روس با وزراى خود كردند و ميكنند و جان و دل را از دست ظلم آنها خلاص نمائيم . تا حال ما گمان ميكرديم كه تقصير از علماء ملت است كه ماها اين‌طور بدبخت مانده‌ايم ولى حالا كه حضرت مستطاب حاضر شده‌ايد تا اينكه جان خود را در اين راه صرف فرمائيد ما پنجاه هزار نفر رعاياى ايران كه از دست ظلم و تعدى اولياى دولت علّيه ايران ترك جان و مال خود كرده در بادكوبه مشغول كسب و فعله‌گى هستيم با كمال شوق و افتخار و از صميم قلب حاضريم كه از جان و مال و اهل و عيال خود گذشته به حضرت مستطاب عالى همراهى نمائيم و جان خود را در اين راه نثار نمائيم كه بازماندگان ما آسوده باشند و سلطنت ما از ميان نرود نه اينكه ماها